درباره وبلاگ


اسم من پویاست 17ساله ام و شیراز زندگی میکنم این وبلاگ درست کردم تا دل نوشته هام رو توش بذارم. .. راه ارتباطی : ♥♥♥♥ دل ♥♥♥♥ ......................................... تو این دنیا که حتی ابر نمی گیرید برای ما هم از من گریزاننننننننننند تو هم بگذر از این تنها
موضوعات
پسر تنها
Boy alone
يکشنبه 20 فروردين 1391 :: 19:19 :: نويسنده : پویا

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟
پسر ميگه : من..!!
... ... ...
پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!!
پسر ميگه : بازم من شيرم...
پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه
پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟
پسر ميگه : بابا تو شيری ...!!
پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود
فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا...



پنجشنبه 10 فروردين 1391 :: 18:04 :: نويسنده : پویا



پنجشنبه 10 فروردين 1391 :: 17:52 :: نويسنده : پویا

به شانه ام زدی

که تنهایی ام را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ای؟!

تکاندن برف

از شانه های آدم برفی؟



پنجشنبه 10 فروردين 1391 :: 17:50 :: نويسنده : پویا

شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...

 خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !

 خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...

 خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باش



پنجشنبه 10 فروردين 1391 :: 17:44 :: نويسنده : پویا

کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند...

سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است...

کاش قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...

اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...،

کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند...

گاهي از غم مي شود ويران دلم ...،

کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند



سه شنبه 8 فروردين 1391 :: 17:14 :: نويسنده : پویا

دو کلمه نیز زیاد است پس"عید مبارک"



دوشنبه 24 بهمن 1390 :: 0:57 :: نويسنده : پویا


اندر دل بی وفا ، غم ماتم باد............. ان را که وفا نیست زعالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد.................جزغم که هزار افرین برغم باد



سه شنبه 18 بهمن 1390 :: 13:06 :: نويسنده : پویا

تنهایی یعنی هر وقت بهت اس ام اس میاد مطمئن بشی که پیامک های ام تی ان ایرانسل هست.



چهارشنبه 5 بهمن 1390 :: 13:41 :: نويسنده : پویا

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد

 

 


شب مرگ ، تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد


در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد


گروهی برآنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد ، آنجا بمیرد


شب مرگ ، از بیم ، آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد


من اینکه نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد


چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد


تو دریای من بودی! آغوش واکن که میخواهد این قوی زیبا بمیرد.



يکشنبه 11 دی 1390 :: 15:57 :: نويسنده : پویا

كودكی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد ازفرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه‌ها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبررسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود.استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.

سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!
سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشور انتخاب گردد.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپیروزی‌اش را پرسید. استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود، و سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دستی نداشتی!

نتیجه گیری :یاد بگیر كه در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كنی.
راز موفقیت در زندگی، داشتن امكانات نیست، بلكه استفاده از "بی امكانی" به عنوان نقطه قوت است.



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 صفحه بعد